پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۱۰

درد دلم از طبیب بیهوده مپرس

رنج تنم از حریف آسوده مپرس

نالودهٔ پاک را از آلوده مپرس

در بوده همی نگر ز نابوده مپرس

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۱۲خواندیم گرسنه ما ز دل یار هوس
  2. رباعی شمارهٔ ۲۱۳ای چون هستی برده دل من به هوس
  3. رباعی شمارهٔ ۲۱۴ای من به تو زنده همچو مردم به نفس
  4. رباعی شمارهٔ ۲۱۵اندر طلبت هزار دل کرد هوس
  5. رباعی شمارهٔ ۲۱۶شمعی که چو پروانه بود نزد تو کس
  6. رباعی شمارهٔ ۲۱۷بادی که بیاوری به ما جان چو نفس
  7. رباعی شمارهٔ ۲۱۸ای تن وطن بلای آن دلکش باش
  8. رباعی شمارهٔ ۲۱۹ای گشته دل و جان من از عشق تو لاش
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.