پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۱۹

ای گشته دل و جان من از عشق تو لاش

افگنده مرا به گفتگوی اوباش

یک شهر خبر که زاهدی شد قلاش

چون پرده دریده شد کنون باداباش

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۲۱ای عارض گل پوش سمن پاش تو خوش
  2. رباعی شمارهٔ ۲۲۲بر طرف قمر نهاده مشک و شکرش
  3. رباعی شمارهٔ ۲۲۳چون نزد رهی درآیی ای دلبر کش
  4. رباعی شمارهٔ ۲۲۴نی آب دو چشم داری ای حورافش
  5. رباعی شمارهٔ ۲۲۵با سینهٔ این و آن چه گویی غم خویش
  6. رباعی شمارهٔ ۲۲۶می بر کف گیر و هر دو عالم بفروش
  7. رباعی شمارهٔ ۲۲۷ای برده دل من چو هزاران درویش
  8. رباعی شمارهٔ ۲۲۸گه در پی دین رویم و گه در پی کیش
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.