پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۶۸

دیده ز فراق تو زیان می‌بیند

بر چهره ز خون دل نشان می‌بیند

با این همه من ز دیده ناخشنودم

تا بی رخ تو چرا جهان می‌بیند

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۷۰تا در طلب مات همی کام بود
  2. رباعی شمارهٔ ۱۷۱آن ذات که پروردهٔ اسرار بود
  3. رباعی شمارهٔ ۱۷۲هر بوده که او ز اصل نابود بود
  4. رباعی شمارهٔ ۱۷۳دل بندهٔ عاشقی تن آزاد چه سود
  5. رباعی شمارهٔ ۱۷۴زن، زن ز وفا شود ز زیور نشود
  6. رباعی شمارهٔ ۱۷۵ترسم که دل از وصل تو خرم نشود
  7. رباعی شمارهٔ ۱۷۶یک روز دلت به مهر ما نگراید
  8. رباعی شمارهٔ ۱۷۷آنی که فدای تو روان می‌باید
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.