پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۶۹

آن روز که مهر کار گردون زده‌اند

مهر رز عاشقی دگرگون زده‌اند

واقف نشوی به عقل تا چون زده‌اند

کاین زر ز سرای عقل بیرون زده‌اند

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۷۱آن ذات که پروردهٔ اسرار بود
  2. رباعی شمارهٔ ۱۷۲هر بوده که او ز اصل نابود بود
  3. رباعی شمارهٔ ۱۷۳دل بندهٔ عاشقی تن آزاد چه سود
  4. رباعی شمارهٔ ۱۷۴زن، زن ز وفا شود ز زیور نشود
  5. رباعی شمارهٔ ۱۷۵ترسم که دل از وصل تو خرم نشود
  6. رباعی شمارهٔ ۱۷۶یک روز دلت به مهر ما نگراید
  7. رباعی شمارهٔ ۱۷۷آنی که فدای تو روان می‌باید
  8. رباعی شمارهٔ ۱۷۸گاهی فلکم گریستن فرماید
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.