پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۶۴

عشاق اگر دو کون پیش تو نهند

مفلس مانند و از خجالت نرهند

من عاشق دلسوخته جانی دارم

پیداست درین جهان به جانی چه دهند

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۶۶آنها که اسیر عشق دلدارانند
  2. رباعی شمارهٔ ۱۶۷آنها که درین حدیث آویخته‌اند
  3. رباعی شمارهٔ ۱۶۸دیده ز فراق تو زیان می‌بیند
  4. رباعی شمارهٔ ۱۶۹آن روز که مهر کار گردون زده‌اند
  5. رباعی شمارهٔ ۱۷۰تا در طلب مات همی کام بود
  6. رباعی شمارهٔ ۱۷۱آن ذات که پروردهٔ اسرار بود
  7. رباعی شمارهٔ ۱۷۲هر بوده که او ز اصل نابود بود
  8. رباعی شمارهٔ ۱۷۳دل بندهٔ عاشقی تن آزاد چه سود
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.