پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی

سلیم تهرانی

رباعیات

۹۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ یخ بسته جهان ز بس ز تأثیر هوا
  2. شمارهٔ ۲ در دل همه در گره گشایی ست خدا
  3. شمارهٔ ۳ ای ابر، به گلزار تمنا بازآ
  4. شمارهٔ ۴ خواجه نکند نظر به سوی حلوا
  5. شمارهٔ ۵ می آیی و مطلب دل این بود، بیا
  6. شمارهٔ ۶ تا چند به هر بزم که می خوانندت
  7. شمارهٔ ۷ ای کرده جفای آسمان دلگیرت
  8. شمارهٔ ۸ دل از غم عشق گلرخان بی تاب است
  9. شمارهٔ ۹ میخانه طرب خیز چو طبع مست است
  10. شمارهٔ ۱۰ ای بلبل خوش نغمه، مکان تو کجاست
  11. شمارهٔ ۱۱ حاسد که همه دعوی لافش پوچ است
  12. شمارهٔ ۱۲ تشویش سفر با دل ناشاد بد است
  13. شمارهٔ ۱۳ حال دلم از طرز نوایم پیداست
  14. شمارهٔ ۱۴ ماییم که داغ دل ما ناسور است
  15. شمارهٔ ۱۵ این عشق که برق عافیت پرداز است
  16. شمارهٔ ۱۶ بر هرچه نگاه کردم اسباب غم است
  17. شمارهٔ ۱۷ دیگر ز بهار، شورش مرغان است
  18. شمارهٔ ۱۸ مال دنیا که منعمان را جان است
  19. شمارهٔ ۱۹ رخشت که دمش علامت چوگان است
  20. شمارهٔ ۲۰ ماییم و دلی که دایم از غم خون است
  21. شمارهٔ ۲۱ ابروی تو از غمزه دگر پر گره است
  22. شمارهٔ ۲۲ دیگر ز چمن خرمی اخراج شده ست
  23. شمارهٔ ۲۳ با من بخت سیاه در بدمهری ست
  24. شمارهٔ ۲۴ امشب که فلک در پی عشرت سازی ست
  25. شمارهٔ ۲۵ ای دل چه نشسته ای که فرصت نفسی ست
  26. شمارهٔ ۲۶ از گریه ی ماست هرکجا طوفانی ست
  27. شمارهٔ ۲۷ ای خواجه ترا ضعیفی از پیری نیست
  28. شمارهٔ ۲۸ عارف که به سعی خویش از دنیا رفت
  29. شمارهٔ ۲۹ دردا که ز دست، یار بگزیده برفت
  30. شمارهٔ ۳۰ بی جذبه ی دوستان ز جا نتوان رفت
  31. شمارهٔ ۳۱ در بحر نیابد اگر از فیض تو قوت
  32. شمارهٔ ۳۲ نوروز شد و زد به گلستان ز فرح
  33. شمارهٔ ۳۳ جمعند در انجمن چو ارباب عناد
  34. شمارهٔ ۳۴ ای غمزه ی تو نهاده رسم بیداد
  35. شمارهٔ ۳۵ عید تو همیشه در طرب سازی باد
  36. شمارهٔ ۳۶ نوروز تو از گل به قدح سازی باد
  37. شمارهٔ ۳۷ عید تو به سامان ز طرب سازی باد
  38. شمارهٔ ۳۸ ایزد ما را ز لطف چون جان می داد
  39. شمارهٔ ۳۹ چون حرف تب تو در میان می افتد
  40. شمارهٔ ۴۰ کو ساقی، تا ره مروت سپرد
  41. شمارهٔ ۴۱ ای آن که مسیح آنچه مجمل دارد
  42. شمارهٔ ۴۲ در صبر اگرچه دل رسایی دارد
  43. شمارهٔ ۴۳ بی تاب و تبم چو شمع تن می میرد
  44. شمارهٔ ۴۴ دیگر به چمن نغمه ی مرغان سرشد
  45. شمارهٔ ۴۵ درهم دلم از بودن شهر و ده شد
  46. شمارهٔ ۴۶ از شوق تو خون در دل گل می جوشد
  47. شمارهٔ ۴۷ آن بلبل مستم که خروشم بردند
  48. شمارهٔ ۴۸ الماس به زخم دل فگاران ریزند
  49. شمارهٔ ۴۹ جمعی که به هند رانده از ایرانند
  50. شمارهٔ ۵۰ در خانه مرا نه بیم ماند و نه امید
  51. شمارهٔ ۵۱ ماییم درین گلشن پر بیم و امید
  52. شمارهٔ ۵۲ ای خواجه ترا چه پیرهن می باید؟
  53. شمارهٔ ۵۳ در باغ، رخت چو سوی گل می آید
  54. شمارهٔ ۵۴ صبح است و نوای بلبلی می آید
  55. شمارهٔ ۵۵ هرکس درِ کینه زد، دل‌آزاری دید
  56. شمارهٔ ۵۶ عید است، دکان زهد را تخته کنید
  57. شمارهٔ ۵۷ ای اهل سخن از کرمت شکرگزار
  58. شمارهٔ ۵۸ چون چشم حسود است جهان برمن شور
  59. شمارهٔ ۵۹ افسوس که از شورش این بحر خطیر
  60. شمارهٔ ۶۰ غیر از تو، حریفان همه ای حضرت میر

متن اشعار به نقل از گنجور.