پرش به محتوای اصلی
مجد همگر

مجد همگر

رباعیات

۵۵۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ دل دوش ز سهم تیر آن نرگس مست
  2. شمارهٔ ۶۲ گرچه ز مه و مهر به رخ بردی دست
  3. شمارهٔ ۶۳ در راه تو سر باخته‌ام گام نخست
  4. شمارهٔ ۶۴ در سایه تو چو یافتم جای نشست
  5. شمارهٔ ۶۵ دی ماه تمام من مه نو می‌جست
  6. شمارهٔ ۶۶ گفتم که به اندیشه و با رای درست
  7. شمارهٔ ۶۷ ای سخت دل سنگ تو وی عهد تو سست
  8. شمارهٔ ۶۸ چون عهد شکستنت مرا گشت درست
  9. شمارهٔ ۶۹ آن مهر گسل با دگری زان پیوست
  10. شمارهٔ ۷۰ در آنکه زدی دست ره امن ببست
  11. شمارهٔ ۷۱ تا آن دل سنگین تو عهدم بشکست
  12. شمارهٔ ۷۲ چشم تو مرا به تیر مژگان خسته‌ست
  13. شمارهٔ ۷۳ گل پیش رخت ز رنگ و بو دست بشست
  14. شمارهٔ ۷۴ چون دست اجل شیشه عمرت بشکست
  15. شمارهٔ ۷۵ چون رای تو با رای مخالف شد راست
  16. شمارهٔ ۷۶ محرومی وصل تو دل و جانم کاست
  17. شمارهٔ ۷۷ گوژ از پی خیر مستراحی آراست
  18. شمارهٔ ۷۸ خاکی که به فرمان تو از ره برخاست
  19. شمارهٔ ۷۹ از دیدن روی منکلی مهرم خاست
  20. شمارهٔ ۸۰ دندان کژ تو راستی جانش بهاست
  21. شمارهٔ ۸۱ ای ساده سر پیر که پشت تو دوتاست
  22. شمارهٔ ۸۲ ای صحن سرائی که بهشتت همتاست
  23. شمارهٔ ۸۳ امشب که به عزم راه برخواهی خاست
  24. شمارهٔ ۸۴ شاها کرمت قیام فرمود و رواست
  25. شمارهٔ ۸۵ در پارس به رایگان چو صد شهر تراست
  26. شمارهٔ ۸۶ ماهم به هوای باغ جوزا برخاست
  27. شمارهٔ ۸۷ گرچه همه تن به ذکر شکرت گویاست
  28. شمارهٔ ۸۸ هندو نسب آن یار که سیفش لقب است
  29. شمارهٔ ۸۹ عمری که ازو تا به فنا یک وجب است
  30. شمارهٔ ۹۰ ای باغ اگر تو خرمی رخت کجاست
  31. شمارهٔ ۹۱ آن یار که راحت روان است کجاست
  32. شمارهٔ ۹۲ ای دوست ز دست من چه برخواهد خاست
  33. شمارهٔ ۹۳ از مایده غمت تنم آباد است
  34. شمارهٔ ۹۴ جانا دل من که گنج اسرار خداست
  35. شمارهٔ ۹۵ اشکم نه غم زمانه خونین کرده است
  36. شمارهٔ ۹۶ وصلت که غم جراحت جاوید است
  37. شمارهٔ ۹۷ یاری دارم که عبرت ماه و خور است
  38. شمارهٔ ۹۸ تا چشم من از نور رخت بیخبر است
  39. شمارهٔ ۹۹ در باغ شدی و گل به دست تو در است
  40. شمارهٔ ۱۰۰ ماهم چو به دیدن مه نو برخاست
  41. شمارهٔ ۱۰۱ کارم همه جانسپاری و ترک سر است
  42. شمارهٔ ۱۰۲ از بس که ز دیو و دد مرا آزار است
  43. شمارهٔ ۱۰۳ از اشک، رخم نمونهٔ گلزار است
  44. شمارهٔ ۱۰۴ از بس که وجود پیش چشمم خوار است
  45. شمارهٔ ۱۰۵ بی روی توام ز لاله زار آزار است
  46. شمارهٔ ۱۰۶ بی دیدنت از دیده مرا آزار است
  47. شمارهٔ ۱۰۷ از فرقت تو در تنم از جان بار است
  48. شمارهٔ ۱۰۸ آن تازه صنوبرش که خوشرفتار است
  49. شمارهٔ ۱۰۹ چشمت ز زمانه فتنه انگیزتر است
  50. شمارهٔ ۱۱۰ هر روز گل وفات پژمرده‌تر است
  51. شمارهٔ ۱۱۱ ای شمع نه عاشقی رخت زرد چراست
  52. شمارهٔ ۱۱۲ در عشق تو صبر و چاره سازی خطر است
  53. شمارهٔ ۱۱۳ هم زلف سمن‌سای تو عنبر بیز است
  54. شمارهٔ ۱۱۴ دل در برم از فراق دیوانه‌وش است
  55. شمارهٔ ۱۱۵ وه وه که جفاهای تو بردن چه خوش است
  56. شمارهٔ ۱۱۶ پیوسته ز دیده در کنارم اشک است
  57. شمارهٔ ۱۱۷ بی باغ رخ تو عمر من بی برگ است
  58. شمارهٔ ۱۱۸ دریای سرشک دیده پُر نم ماست
  59. شمارهٔ ۱۱۹ گفته‌ست یکی حکیم کامل حَکَم است
  60. شمارهٔ ۱۲۰ ماهی که هنوز در دل فاخر ماست

متن اشعار به نقل از گنجور.