فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۱ عرض هستی زنگ بر آیینهٔ دل میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۲ جوهر تمکین مرد از لاف برهم میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۳ آتش شوق طلب آنجا که روشن میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۴ طبع خاموشان به نور شرم روشن میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۵ هر کجا شمع تماشای تو روشن میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۶ باد صحرای جنون هرگه گلافشان میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۷ تا دم تیغت به عرض جلوه عریان میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۸ اشکم از پیری به چشم تر پریشان میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۹ طرهٔ او در خیالم گر پریشان میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۰ فرصت ناز کر و فر ضامن کس نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۱ یاد تو آتشی است که خامش نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۲ علم و عیان خلق به جز شک نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۳ موی دماغ جاه و حشم حل نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۴ دون طبع قدرش از هوس افزون نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۵ خارج ابنای جنس است آنکه موزون میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۶ دل چو شد روشن جهان هم مشرب او میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۷ چون رشتهای که ازگهر آگاه میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۸ آفات از هوس به سرت هاله میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۹ در هوای او دل هر ذره جانی میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۰ بیخودی امشب پر و بال فغانی میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۱ پیری وداع عمر سبکبال وانمود
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۲ گذشت عمر به لرزیدنم ز بیم و امید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۳ شدم خاک و نگفتم عاشقم کار اینچنین باید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۴ ز هر مو دام بر دوشم گرفتار اینچنین باید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۵ نشاط این بهارم بیگل رویت چه کار آید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۶ از حقهٔ دهانش هر گه سخن برآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۷ ظالم چه خیال است مؤدب بهدر آید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۸ دل صبرآزما کمتر ز دار و گیر فرساید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۹ دل در جسد شبهه عبارت چه نماید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۰ مگو صبح طرب در ملک هستی دیر میآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۱ چه شمع امشب در این محفل چمنپرداز میآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۲ خیال چشمکه ساغر به چنگ میآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۳ نفس تا پرفشان است از تو و من برنمیآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۴ نفس هم از دل من بیشکستن برنمیآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۵ حریفیهای عشق از هر کس و ناکس نمیآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۶ جنونی با دل گمگشته از کوی تو میآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۷ دندان به خنده چون کند آن لعل تر سپید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۸ پیری آمد، گشت چشم از گریهام کمکم سپید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۹ دل تا نظر گشود به خویش آفتاب دید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۰ چمن دلی که به یاد تو آشنا گردید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۱ چه شدکه قاصد امید لنگ برگردید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۲ رسید عید و طربها دلیل دل گردید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۳ به سعی یأس نفس خامشی بیان گردید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۴ توان اگر همه دور آن آسمان گردید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۵ سران ز نسخهٔ تسلیم باب بردارید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۶ دوستان از منش دعا مبرید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۷ تاکی از این باغ و راغ رنج دویدن برید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۸ چو شمع بر سرت اقبال و جاه میگرید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۹ چو سبحه بر سر هم تا به کی قدم شمرید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۰ سخن ز مشق ادب موج گوهرش گیربد
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۱ تا دل به ساز زمزمهدرد وا رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۲ صبحی بهگوش عبرتم از دل صدا رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۳ سرکشی میخواستیم از پا نشستن در رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۴ تا حنا ازکفت بهکام رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۵ در غمت آخر به جاییکار بیدادم رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۶ منتظران بهار فصل شکفتن رسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۷ بنای حرص به معراج مدعا نرسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۸ نقشم از ضعف به اندیشهٔ دیدن نرسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۹ آخر ز سجده ام عرق جبهه سر کشید
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۰ از کشمکش کف تو می لالهگون کشید
متن اشعار به نقل از گنجور.