پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۷۱

یاد تو آتشی است که خامش نمی‌شود

حق نمک چو زخم فرامش نمی‌شود

زین اختلاطها که مآلش ندامت است

خوشدل همان کسی که دلش خوش نمی‌شود

بوی‌ کباب مجلس تنهایی‌ام خوش است

کانجا جگر ز بی‌نمکی شش نمی‌شود

ملکی‌ست بیکسی‌ که در آنجا غریب یأس

گر می‌شود شهید ستمکش نمی‌شود

بیدل مزیل عقل‌، شراب تعلق است

مست تغافل این همه بیهش نمی‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۷۳موی دماغ جاه و حشم حل نمی‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۷۴دون طبع قدرش از هوس افزون نمی‌شود
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۷۵خارج ابنای جنس است آنکه موزون می‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۷۶دل چو شد روشن جهان هم مشرب او می‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۷۷چون رشته‌ای که ازگهر آگاه می‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۷۸آفات از هوس به سرت هاله می‌شود
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۷۹در هوای او دل هر ذره جانی می‌شود
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۸۰بیخودی امشب پر و بال فغانی می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.