پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۷۳

موی دماغ جاه و حشم حل نمی‌شود

فغفور خاک‌گشت و سرش‌کل نمی‌شود

ما و من هوسکدهٔ اعتبار خلق

تقریر مهملی است‌که مهمل نمی‌شود

زبن گرد اعتبار مچین دستگاه ناز

بر یکدگر چو سایه فتد تل نمی‌شود

آیینه‌دار جوهر مرد استقامت است

پرداز تیغ کوه به صیقل نمی‌شود

افسردگی‌کمینگر تعطیل وقت ماست

تا دست گرم کار بود شل نمی‌شود

ناقدردان راحت وضع زمانه‌ای

تا دردسر به طبع تو صندل نمی‌شود

با این دو چشم کاینه‌دار دو عالم است

انسان تحیر است که احول نمی‌شود

زبن آرزوکه سرمه نظرگاه چشم اوست

حیف است اصفهان همه مکحل نمی‌شود

ای خواجه خواب راحت از اقبال رفته‌گیر

این کار بوریاست ز مخمل نمی‌شود

با وهم و ظن معامله طول اوفتاده است

عالم مفصلی‌ست که مجمل نمی‌شود

بیدل‌ کسی به عرش حقیقت نمی‌رسد

تا خاک راه احمد مرسل نمی‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۷۵خارج ابنای جنس است آنکه موزون می‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۷۶دل چو شد روشن جهان هم مشرب او می‌شود
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۷۷چون رشته‌ای که ازگهر آگاه می‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۷۸آفات از هوس به سرت هاله می‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۷۹در هوای او دل هر ذره جانی می‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۸۰بیخودی امشب پر و بال فغانی می‌شود
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۸۱پیری وداع عمر سبکبال وانمود
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۸۲گذشت عمر به لرزیدنم ز بیم و امید
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.