پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۷۴

دون طبع قدرش از هوس افزون نمی‌شود

خاک به بباد تاخته‌گردون نمی‌شود

دل خون‌کنید و ساغر رنگ وفا زنید

برک طرب به جامهٔ گلگون نمی‌شود

جایی‌که عشق ممتحن درد الفت است

آه از ستمکشی‌که دلش خون نمی‌شود

بگذار تا ز خاک سیه سرمه‌اش کشند

چشمی‌که محو صنعت بیچون نمی‌شود

در طبع خلق وسوسهٔ اعتبارها

خاری‌ست ناخلیده که بیرون نمی‌شود

بی‌بهره را ز مایهٔ امداد کس چه سود

دریا حریف کاسهٔ وارون نمی‌شود

بی‌پاسبان به خاک فرو رفته‌گنج زر

پر غافل‌ست خواجه ‌که قارون نمی‌شود

گل‌، یاد غنچه می‌کند و سینه می‌درّد

رفت آنکه جمع می‌شدم اکنون نمی‌شود

بیتاب عشق را ز در و دشت چاره نیست

لیلی خیال ما ز چه مجنون نمی‌شود

دل بر بهار ناز حنا دوخته‌ست چشم

تا بوسه بر کفت ندهد خون نمی‌شود

بیدل تامل اینهمه نتوان به‌کار برد

کز جوش سکته شعر تو موزون نمی‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۷۶دل چو شد روشن جهان هم مشرب او می‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۷۷چون رشته‌ای که ازگهر آگاه می‌شود
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۷۸آفات از هوس به سرت هاله می‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۷۹در هوای او دل هر ذره جانی می‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۸۰بیخودی امشب پر و بال فغانی می‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۸۱پیری وداع عمر سبکبال وانمود
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۸۲گذشت عمر به لرزیدنم ز بیم و امید
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۸۳شدم خاک و نگفتم عاشقم کار اینچنین باید
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.