پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۷۸

آفات از هوس به سرت هاله می‌شود

این شعله‌ها ز دست تو جوّاله می‌شود

زین کاروان چه سود که هرکس چو نقش پا

از سعی پیش‌تاخته دنباله می‌شود

بی‌شغل فتنه نیست چو نفس از فساد ماند

چون قحبهٔ عجوز که دلّاله می‌شود

از محتسب بترس‌ که این فتنه‌زاده را

چون وارسند دختر رز خاله می‌شود

بی‌سحر نیست هیأ‌ت شیخ از رجوع خلق

این خر تناسخی‌ست که گوساله می‌شود

سوداییان بخت سیه را ترانه‌هاست

طوطی هزار رنگ به بنگاله می‌شود

ما را قرینه دولت بیدار داده است

صبحی که در شب‌، او شفق لاله می‌شود

در وقت احتیاج‌، ز اظهار، شرم دار

چون شد بلند دست دعا ناله می‌شود

وامانده‌ام به راه تو چندانکه بر لبم

چون شمع حرف آبله تبخاله می‌شود

بیدل به شیب نام حلاوت مبر که نخل

دور است از ثمر چو کهن‌ساله می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۸۰بیخودی امشب پر و بال فغانی می‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۸۱پیری وداع عمر سبکبال وانمود
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۸۲گذشت عمر به لرزیدنم ز بیم و امید
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۸۳شدم خاک و نگفتم عاشقم کار اینچنین باید
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۸۴ز هر مو دام بر دوشم گرفتار اینچنین باید
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۸۵نشاط این بهارم بی‌گل رویت چه کار آید
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۸۶از حقهٔ دهانش هر گه سخن برآید
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۸۷ظالم چه خیال است مؤدب به‌در آید
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.