پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۷۰

فرصت ناز کر و فر ضامن ‌کس نمی‌شود

باد و بروت خودسری مد نفس نمی‌شود

دل به تلاش خون‌کنی تا برسی به ‌کوی عجز

پای مقیم دامنت آبله‌رس نمی‌شود

عین و سوا فضولی فطرت بی‌تمیز توست

زحمت‌آگهی مبر، عشق هوس نمی‌شود

قدرشناس داغ عشق حوصله جوهر فناست

وقف ودیعت چنار آتش خس نمی‌شود

ذوق ز خویش رفتنی در پی‌ات اوفتاده است

تا به ابد اگر دوی‌، پیش تو پس نمی‌شود

قافله‌های درد دل‌ گشته نهان به زبر خاک

حیف‌که‌گرد این بساط شور جرس نمی‌شود

نیست مزاج بوالهوس مایل راز عاشقان

قاصد ما سمندر است عزم مگس نمی‌شود

راه خیال زندگی یک دو قدم جریده رو

خانهٔ زبن پی فراغ جای دو کس نمی‌شود

چند دهد فریب امن‌، سر، ته بال بردنت

گر همه فکر نیستی است‌، غیر قفس نمی‌شود

دست به خود فشانده را با غم دیگران چه‌کار

لب به فشاراگر رسد رنج نفس نمی‌شود

بیدل از انفعال جرم دشمن هوش را چه باک

دزد شراب خورده را فکر عسس نمی‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۷۲علم و عیان خلق به جز شک نمی‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۷۳موی دماغ جاه و حشم حل نمی‌شود
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۷۴دون طبع قدرش از هوس افزون نمی‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۷۵خارج ابنای جنس است آنکه موزون می‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۷۶دل چو شد روشن جهان هم مشرب او می‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۷۷چون رشته‌ای که ازگهر آگاه می‌شود
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۷۸آفات از هوس به سرت هاله می‌شود
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۷۹در هوای او دل هر ذره جانی می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.