پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۹۸

پیری آمد، گشت چشم‌ از گریه‌ام‌ کم‌کم سپید

صبحِ عجز آماده دندان‌ کرد از شبنم سپید

این دم از تعمیر جسمم شرم باید داشتن

کم‌ کنند آن‌ کهنه‌بنیادی‌ که‌ گردد خم سپید

چارهٔ بخت سیه در عالم تدبیر نیست

داغ‌های لاله مشکل‌ گر کند مرهم سپید

آه ازین پیشم نیامد موی پیری در نظر

چون‌ عَلَم‌ کردم‌ نگون‌ دیدم‌که شد پرچم سپید

تا ابد بر ما شکستِ دل جوانی می‌کند

موی چینی در هزار ادوار گردد کم سپید

هرچه می‌بینی درین ‌صحرا سیاهی ‌کرده است

دور و نزدیکی نمی‌گردد به چشم هم سپید

ننگ دارد مرگ از وضع رسوم زندگی

مرده را کردند زین رو جامهٔ ماتم سپید

از تلاش رزق خود را در وبال افکند خلق

کرد گندم جاده‌های لغزش آدم سپید

هر که را دیدیم اینجا یوسفی‌ گم ‌کرده بود

شش‌جهت یک چشم یعقوب است ‌در عالم سپید

پیش‌ِ خورشید قیامت سایه معدوم‌ است و بس

عشق خواهد کرد آخر نامهٔ ما هم سپید

ترک‌ مطلب‌ داشت‌ بیدل ‌حاصل ‌مطلوب حرص

جز به ‌پشت‌ دست چون‌ ناخن‌ نشد در هم سپید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۰۰چمن دلی ‌که به یاد تو آشنا گردید
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۰۱چه شدکه قاصد امید لنگ برگردید
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۰۲رسید عید و طربها دلیل دل‌ گردید
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۰۳به سعی یأس نفس خامشی بیان‌ گردید
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۰۴توان اگر همه دور آن آسمان گردید
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۰۵سران ز نسخهٔ تسلیم باب بردارید
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۰۶دوستان از منش دعا مبرید
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۰۷تاکی از این باغ و راغ رنج دویدن برید
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.