پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۰۷

تاکی از این باغ و راغ رنج دویدن برید

سر به‌گریبان‌کشید گوی شکفتن برید

غنچه قبا نوگلی مست جنون می رسد

تا نشود پایمال رنگ ز گلشن برید

زان چمن‌آرای ناز رخصت نظاره‌ای‌ست

دستهٔ نرگس شوید چشم به دامن برید

نیست دوام حضور جز به ثبات قدم

گر در دل می‌زنید حلقهٔ آهن برید

چون مه نوگرکنید دعوی میدان عشق

تیغ ز دست افکنید سر سپرافکن برید

هرکس از آداب ناز آنقدر اگاه نیست

نذر دم تیغ یار سر به‌ کف من برید

قاصد ملک ادب سرمه‌پیام حیاست

نامه به هرجا برید تا نشنیدن برید

وحشت ازین انجمن راست نیاید به لاف

کاش دعایی ز چین تا سر دامن برید

خاصیت التجا رنج ندامت‌کشی‌ست

پیش کسی گر برید دست به سودن برید

نقش و نگار هوس موج سراب است و بس

چند بر آب روان صنعت روغن برید

ناز رعونت اگر وقف همین خودسری‌ست

بر همه اعضا چو شمع خجلت ‌گردن برید

نیست به جولان شوق عرصهٔ آفاق تنگ

بیدل اگر نیستید از چه فسردن برید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۰۹چو سبحه بر سر هم تا به‌ کی قدم شمرید
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۱۰سخن ز مشق ادب موج‌ گوهرش ‌گیربد
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۱۱تا دل به ساز زمزمه‌درد وا رسید
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۱۲صبحی به‌گوش عبرتم از دل صدا رسید
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۱۳سرکشی می‌خواستیم از پا نشستن در رسید
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۱۴تا حنا‌ ازکفت به‌کام رسید
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۱۵در غمت آخر به جایی‌کار بیدادم رسید
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۱۶منتظران بهار فصل شکفتن رسید
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.