پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۱۳

سرکشی می‌خواستیم از پا نشستن در رسید

شعله را آواز سدادیم خاکستر رسید

خویش را یک پر زدن دریاب و مفت جهد گیر

زندگی برقی است نتوانی به خود دیگر رسید

بدر می‌بالد مه نو از کمین‌ کاستن

فربهی ما را ز راه پهلوی لاغر رسید

تا رسیدن محمل آوارگی سر منزلیم

درگذشت از عالم ما هرکه هرجا در رسید

دستگاه ما و من پا در رکاب برق داشت

تا به ‌پروازی رسم آتش به بال و پر رسید

تا نفس جنبید بر خود احتیاج آمد بجوش

یک تپیدن ساز کرد این رگ به صد نشتر رسید

بی‌نصیب از بیعت مستان این محفل نی‌ام

دست من بوسید پا‌ی هرکه تا ساغر رسید

مطلعی سر زد ز فکرم در کمینگاه خیال

بیخبر رفتم ز خود پنداشتم دلبر رسید

کاش همچون سایه درزنگار می‌کردم وطن

آب برد آیینه‌ام را تا به روشنگر رسید

گریهٔ من از تنزلهای آثار حیاست

آن عرق از جبهه‌ام‌گم شد به چشم تر رسید

بی‌زبانیهای بیدل عالمی را داغ‌ کرد

از خموشی برق این آتش به خشک و تر رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۱۵در غمت آخر به جایی‌کار بیدادم رسید
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۱۶منتظران بهار فصل شکفتن رسید
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۱۷بنای حرص به معراج مدعا نرسید
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۱۸نقشم از ضعف به اندیشهٔ دیدن نرسید
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۱۹آخر ز سجده‌ ام عرق جبهه سر کشید
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۲۰از کشمکش‌ کف تو می لاله‌گون ‌کشید
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۲۱پهلو به چرخ می‌زند امروز جاه عید
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۲۲صبح شد در عرصهٔ‌گردون مگو خندان سفید
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.