پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۱۸

نقشم از ضعف به اندیشهٔ دیدن نرسید

نامم ازگمشدگیها به شنیدن نرسید

زین خمستان هوس نشئهٔ وهمی داریم

که به تر، طیب دماغم نرسیدن نرسید

طبع آزاد مرا ز آفت دوران غم نیست

پیکر سرو ز پیری به خمیدن نرسید

بال معنی نکشد کوشش هر بی‌سر و پا

اشک را منصب بینش به دویدن نرسید

غیر نومیدی از این باغ چه گل خواهم چید

رنگ افسردهٔ من گر به پریدن نرسید

بسمل ناز تو گر بال کشد وحشت کو

جوهر آینه هرگز به تپیدن نرسید

تار و پود نفس صبح همان باب فناست

خرقهٔ هستی ما جز به دریدن نرسید

غنچه‌سان‌، قطرهٔ اشک مژهٔ شاخ‌ گلیم

سعی ما خون شود اما به چکیدن نرسید

هر کجا پای نهی خاک به زیر قدم است

ما نرفتیم به جایی‌که رسیدن نرسید

چشم روزن مگر از بی‌نگهی دریابد

ورنه این ذره که ماییم به دیدن نرسید

چه کنم با دو جهان بار ندامت بیدل

قوت من که به یک ناله کشیدن نرسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۲۰از کشمکش‌ کف تو می لاله‌گون ‌کشید
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۲۱پهلو به چرخ می‌زند امروز جاه عید
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۲۲صبح شد در عرصهٔ‌گردون مگو خندان سفید
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۲۳ز زلف و روی توتا دیده‌ام سیاه و سفید
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۲۴خاک شد رنگ تنزه گل آثار دمید
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۲۵زندگی افسرد فال شوخی سودا زنید
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۲۶کامجویان اندکی بر مطلب استغنا زنید
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۲۷همتی‌ گر هست پایی بر سر دنیا زنید
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.