پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۱۷

بنای حرص به معراج مدعا نرسید

گذشت از فلک اما به پشت پا نرسید

دماغ جاه به‌کیفیت حضور نساخت

به سربلندی این بامها هوا نرسید

نفس به فهم پیام ازل نکرد وفا

رسیده بود می اما دماغها نرسید

ندامت است چمن‌ساز نوبهار امید

چه رنگ بست به دستی‌که این حنا نرسید

شکست چینی دل بر فلک رساند ترنگ

ولی چه سود به ‌گوش من این صدا نرسید

ادب‌پرستی ازین بیشتر چه می‌باشد

دچار او نشد آیینه تا به ما نرسید

غرض رساندن پیغام نارسایی بود

رسید قاصد ما هرکجا دعا نرسید

چو یاس مرجع امید نارسایانیم

به ما رسید تلاشی‌که هیچ جا نرسید

مرا زغیرت تحقیق رشک می‌آید

به فطرتی‌که به هرکس رسید وانرسید

ز صبح هستی ما شبنمی بهار نکرد

به خنده رفت ‌گل و نوبت حیا نرسید

بساط علم گروتازی دلایل داشت

خدنگ‌ کس به نشان تا نشد خطا نرسید

زکارگاه تجدد عیان نشد بیدل

جز ایبقدرکه‌کس اینجا به انتها نرسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۱۹آخر ز سجده‌ ام عرق جبهه سر کشید
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۲۰از کشمکش‌ کف تو می لاله‌گون ‌کشید
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۲۱پهلو به چرخ می‌زند امروز جاه عید
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۲۲صبح شد در عرصهٔ‌گردون مگو خندان سفید
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۲۳ز زلف و روی توتا دیده‌ام سیاه و سفید
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۲۴خاک شد رنگ تنزه گل آثار دمید
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۲۵زندگی افسرد فال شوخی سودا زنید
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۲۶کامجویان اندکی بر مطلب استغنا زنید
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.