پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۲۳

ز زلف و روی توتا دیده‌ام سیاه و سفید

به جای دیده پسندیده‌ام سیاه و سفید

ز خط و روی توکایینهٔ فریب‌نماست

ز شام و صبح چه فهمیده‌ام سیاه و سفید

ازآن زمان‌که به سرگشتگی‌ست نسبت من

به رنگ خامه بسی دیده‌ام سیاه و سفید

مژه به نرگس نیرنگ‌ساز او می‌گفت‌

غزاله‌ای چو تو نشنیده‌ام سیاه و سفید

ز بس شرار خیال تو در نظر دارم

چو داغ پنبه بود دیده‌ام سیاه و سفید

ز داغهای دل و اشک چشم تر بیدل

گل بهار جنون چیده‌ام سیاه و سفید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۲۵زندگی افسرد فال شوخی سودا زنید
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۲۶کامجویان اندکی بر مطلب استغنا زنید
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۲۷همتی‌ گر هست پایی بر سر دنیا زنید
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۲۸دل شکستی دارد از معموره بر هامون زنید
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۲۹شورحاجت تاکی ازحرص دو دل باید شنید
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۳۰دوستان در گوشهٔ چشم تغافل جا کنید
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۳۱بیدلان چند خیال گل و شمشاد کنید
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۳۲غافلان چند قبادوزی ادراک کنید
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.