پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۲۰

از کشمکش‌ کف تو می لاله‌گون ‌کشید

دامن کشیدن تو ز دستم به خون کشید

پر منفعل دمید حبابم درین محیط

جیبم سری نداشت ‌که باید برون‌ کشید

بیش ازدمی به همت هستی نساخت صبح

باری‌ست انفعال که نتوان فزون کشید

نیک و بد جهان هوس آهنگ جان‌کنی‌ست

ما را صدای تیشه به این بیستون کشید

قد خمیده ضامن رفع خمار کیست

تا کی توان می از قدح‌ سرنگون‌ کشید

چشمت به عالم دگر افکند طرح ناز

از ساغری‌ که می‌کشد آخر جنون ‌کشید

عریان تنی رسید به داد جنون من

تا دامنم ز زحمت چندین فنون‌ کشید

موهومی ام ز تهمت ایجاد بازداشت

مشق عدم قلم به خط کاف و نون کشید

آخر شکست چینی دل بر ترنگ زد

موی نهفته سر ز خمیرم ‌کنون ‌کشید

دست شکسته‌ام گل دامان یار کرد

نقاشم انتقام ز بخت نگون‌کشید

بیدل سواد نامه سیاهی نداشتم

خطی چو سایه بر ورقم طبع دون ‌کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۲۲صبح شد در عرصهٔ‌گردون مگو خندان سفید
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۲۳ز زلف و روی توتا دیده‌ام سیاه و سفید
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۲۴خاک شد رنگ تنزه گل آثار دمید
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۲۵زندگی افسرد فال شوخی سودا زنید
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۲۶کامجویان اندکی بر مطلب استغنا زنید
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۲۷همتی‌ گر هست پایی بر سر دنیا زنید
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۲۸دل شکستی دارد از معموره بر هامون زنید
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۲۹شورحاجت تاکی ازحرص دو دل باید شنید
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.