پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۲۱

پهلو به چرخ می‌زند امروز جاه عید

کج کرده است باز مه نو کلاه عید

دارد ز ماه نو همه تن یک خط جبین

یارب بر آستان که افتاد راه عید

گویا به وصف قبلهٔ معنی‌نواز ماست

این مصرع بلند فلک دستگاه عید

آن قبله‌ای‌ که جانب محراب ابروبش

خم دارد از هلال غرور نگاه عید

صبح وفا سرشته لب مهرپرورش

دارد تبسمی‌ که نیاید ز ماه عید

هرچند از هلال رقم ‌کرد روزگار

در چشم اعتبار خطی از گواه عید

پیش درش ز خجلت تسلیم بیدل است

تا آسمان نشان لب عذرخواه عید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۲۳ز زلف و روی توتا دیده‌ام سیاه و سفید
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۲۴خاک شد رنگ تنزه گل آثار دمید
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۲۵زندگی افسرد فال شوخی سودا زنید
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۲۶کامجویان اندکی بر مطلب استغنا زنید
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۲۷همتی‌ گر هست پایی بر سر دنیا زنید
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۲۸دل شکستی دارد از معموره بر هامون زنید
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۲۹شورحاجت تاکی ازحرص دو دل باید شنید
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۳۰دوستان در گوشهٔ چشم تغافل جا کنید
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.