پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۰۳

به سعی یأس نفس خامشی بیان‌ گردید

به خود شکستن دل سرمهٔ فغان ‌گردید

در این زمانه ز بس طبع دون رواج‌ گرفت

عنان کسب کمالات سوی نان گردید

گهر به علت خودداری از محیط جداست

نباید این همه بر طبعها گران ‌گردید

چو شعله وحشت ما حیله ‌ساز عافیتی‌ست

به هر کجا پر ما ریخت آشیان ‌گردید

بهار چشمک رنگی نیاز وحشت داشت

شرار کاغذ ما نیز گلفشان گردید

در آن بساط ‌که دل محمل تپش آراست

شکستن جرس اشک کاروان گردید

چو صبح نیم ‌نفس‌ گر ز زندگی باقیست

برون ز گرد کدورت نمی‌توان‌گردید

به روزگار مثل‌گشت بی‌زبانی من

خموشی آنهمه خون شد که داستان‌ گردید

جهان حادثه از وضع من ‌گرفت سبق

بقدر گردش رنگ من آسمان ‌گردید

چو طفل اشک مپرس از رسایی طبعم

ز خود گذشتم اگر درس من روان ‌گردید

عدم سراغ جهان تحیرم بیدل

غبار من به هوای که ناتوان‌گردید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۰۵سران ز نسخهٔ تسلیم باب بردارید
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۰۶دوستان از منش دعا مبرید
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۰۷تاکی از این باغ و راغ رنج دویدن برید
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۰۸چو شمع بر سرت اقبال و جاه می‌گرید
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۰۹چو سبحه بر سر هم تا به‌ کی قدم شمرید
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۱۰سخن ز مشق ادب موج‌ گوهرش ‌گیربد
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۱۱تا دل به ساز زمزمه‌درد وا رسید
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۱۲صبحی به‌گوش عبرتم از دل صدا رسید
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.