پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۹۲

خیال چشم‌که ساغر به چنگ می‌آید

که عالمی به نظرشیشه رنگ می‌آید

به حیرتم چو نفس قاصد چه مکتوبم

که رفتنم همه جا بی‌ درنگ می‌آید

کجا روم‌ که چو اشکم به هر قدم زدنی

هزار قافلهٔ عذر لنگ می‌آید

چه همت است ‌که نازد کسی به ترک هوس

مرا گذشتن ازین نام ننگ می‌آید

دل از فریب صفا جمع‌کن‌ که آخرکار

ز آب آینه‌ها زیر زنگ می‌آید

به‌ گمرهی زن و از منت خیال برآ

که خضر نیز ز صحرای بنگ می‌آید

غبار دل ز پر افشانی نفس درباب

که هرچه هست درین خانه تنگ می‌آید

اعانت ضعفا مایهٔ ظفر گیرید

پر شکسته به ‌کار خدنگ می‌آید

خموش باش که تا دم زنی درین کهسار

هزار شیشه به پای ترنگ می‌آید

به هر نگین ‌که نهی‌ گوش و فهم نام‌ کنی

صدای ‌کوفتن سر به سنگ می‌آید

ز خود به یاد نگاه‌که می‌روی بیدل

که از غبار تو بوی فرنگ می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۹۴نفس هم از دل من بی‌شکستن برنمی‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۹۵حریفی‌ها‌ی عشق از هر کس و ناکس نمی‌آید
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۹۶جنونی با دل گمگشته از کو‌ی تو می‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۹۷دندان به خنده چون کند آن لعل تر سپید
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۹۸پیری آمد، گشت چشم‌ از گریه‌ام‌ کم‌کم سپید
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۹۹دل تا نظر گشود به خویش آفتاب دید
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۰۰چمن دلی ‌که به یاد تو آشنا گردید
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۰۱چه شدکه قاصد امید لنگ برگردید
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.