پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۹۴

نفس هم از دل من بی‌شکستن برنمی‌آید

از این مینا شرابی غیر شیون برنمی‌آید

گداز خود شد آخر عقده‌فرسای دل تنگم

گشاد کار گوهر غیر سودن برنمی‌آید

چو فقرت ساز شد برگ تجملها به سامان‌ کن

که تخم از خاکساری غیر خرمن برنمی‌آید

تمتع آرزو داری ز چرخ از راستی بگذر

که بی‌انگشت کج از کوزه روغن برنمی‌آید

شکنج خانمان آنگه دماغ عرض آزادی

صدا از جام و مینا بی‌شکستن برنمی‌آید

کمند ناله از دل برنمی‌دارد گرانی را

به سنگ‌کوه زور هر فلاخن برنمی‌آید

ضعیفی اشک ما را محو در نظاره‌ کرد آخر

به آسانی‌گره از چشم سوزن برنمی‌آید

زمانی‌غنچه‌ شو از گلشن‌ و صحرا چه می‌خواهی

به سامان‌گریبان هیچ دامن برنمی‌آید

چو آه بی‌اثر واسوختم از ننگ بیکاری

مگر از خود برآیم دیگر از من برنمی‌آید

نفهمیده‌ست راه لب نوای شکوه‌ام بیدل

که این دود از ضعیفی تا به روزن برنمی‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۹۶جنونی با دل گمگشته از کو‌ی تو می‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۹۷دندان به خنده چون کند آن لعل تر سپید
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۹۸پیری آمد، گشت چشم‌ از گریه‌ام‌ کم‌کم سپید
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۹۹دل تا نظر گشود به خویش آفتاب دید
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۰۰چمن دلی ‌که به یاد تو آشنا گردید
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۰۱چه شدکه قاصد امید لنگ برگردید
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۰۲رسید عید و طربها دلیل دل‌ گردید
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۰۳به سعی یأس نفس خامشی بیان‌ گردید
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.