پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۶۸

اشکم از پیری به چشم تر پریشان می‌شود

صبحدم جمعیت اختر پریشان می‌شود

می‌دهد سرسبزی این مزرع از ماتم نشان

دانه را از ریشه موی سر پریشان می‌شود

یک تپیدن پرده بردارد اگر شور جنون

بوی گل از ناله عریانتر پریشان می‌شود

رنگ را بر روی آتش نیست امکان ثبات

همچو خورشید از کف ما زر پریشان می‌شود

جادهٔ سرمنزل جمعیت ما راستی‌ست

چون برون‌ افتد خط از مسطر پریشان می‌شود

مقصدت وهم ‌است دل از جستجوها جمع ‌کن

رهرو اینجا در پی رهبر پریشان می‌شود

گر لب اظهار نگشایی نفس آواره نیست

موج می از وسعت ساغر پریشان می‌شود

چون نفس بی‌ضبط‌ گردد اشک باید ریختن

رشته هر گه بگسلد گوهر پریشان می‌شود

از تپیدن گرد نومیدی به گردون برده‌ایم

ناله می‌گردد خموشی ‌گر پریشان می‌شود

راز دل چندان‌ که دزدیدم نفس بی‌پرده شد

بیدل از شیرازه این دفتر پریشان می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۷۰فرصت ناز کر و فر ضامن ‌کس نمی‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۷۱یاد تو آتشی است که خامش نمی‌شود
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۷۲علم و عیان خلق به جز شک نمی‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۷۳موی دماغ جاه و حشم حل نمی‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۷۴دون طبع قدرش از هوس افزون نمی‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۷۵خارج ابنای جنس است آنکه موزون می‌شود
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۷۶دل چو شد روشن جهان هم مشرب او می‌شود
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۷۷چون رشته‌ای که ازگهر آگاه می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.