فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۱ تا دل از انجمن وصل تو مأیوس نبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۲ شب که جز یأس به کام دل مأیوس نبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۳ ناله میافشاند پر در باغ ما بلبل نبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۴ نقش هستی جز غبار وهم نیرنگی نبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۵ یکدو دم هنگامهٔ تشویش مهر و کینه بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۶ چون شرر اقبال هستی بسکه فرصتکاه بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۷ روزی که عشق رنگ جهان نقش بسته بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۸ هرکه را دیدم ز لاف ما و من شرمنده بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۹ بسکه در ساز صفاکیشان حیا خوابیده بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۰ شب که در یادت سراپایم زبان ناله بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۱ شبکه وصل آغوشپرداز دل دیوانه بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۲ محوتسلیمیم اما سجده لغزش مایه بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۳ آنروز که پیدایی ما را اثری بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۴ با ما نه نم اشکی ونی چشم تری بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۵ این انجمن افسانهٔ راز دهنی بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۶ بهکویدوستکه تکلیف بینشانی بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۷ به نظم عمرکه سر تا سرش روانی بود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۸ چون آب روان پر مگذر بیخبر از خود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۹ جاییکه سعی حرص جنونآفرین دود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۰ تا مه نوبر فلک بالگشا میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۱ هر که آمد در جان بیکستر از ما میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۲ با این خرام ناز اگر آن مست میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۳ شبنم صبح از چمن آبله دل میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۴ دل ز پیاش عمرهاست سجده کمین میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۵ بعد ازینت سبزه خط در سیاهی میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۶ گر چنین اشکم ز شرم پرگناهی میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۷ شوق موسی نگهم رام تسلی نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۸ چو دولت درش بر خسان واشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۹ آه نومیدم کجا تأثیر من پیدا شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۰ گر چنین بخت نگون عبرت کمین پیدا شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۱ حسن بیشرم ازهجوم بوالهوس محشر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۲ در بیابانی که سعی بیخودی رهبر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۳ دل جهان دیگر از مرآت یکدیگر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۴ طبع قناعت اختیار مصدر زیب و فر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۵ گر خیالگردش چشم توام رهبر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۶ گرنه مشت خاکم از اشک ندامت تر شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۷ خواهش از ضبط نفس گر قدمی پیش شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۸ بر آستان تو تا جبهه نقش پا نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۹ دلیل شکوهٔ من سعی نارسا نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۰ غرور ناز تو تهمتکش ادا نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۱ فسون عیش، کدورتزدای ما نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۲ می و نغمه مسلم حوصلهای که قدحکش گردش سر نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۳ جهدکنکه دل ز هوس پایمال شک نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۴ خودسر هوازده را شرم رهنمون نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۵ هوش تا عافیت آیینهٔ مستی نشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۶ کجاست سایه که هستیش دستگاه شود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۷ اشک ز بیداد عشق پردهگشا میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۸ حسرت مخمورم آخر مستی انشا میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۹ بیقراری در دل آگاه طاقت میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۰ دل جهان دیگر از رفع کدورت میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۱ شوخی، بهار طبع چمنزاد میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۲ تا مقابل بر رخ آن شعله پیکر میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۳ دل چو آزاد از تعلق شد منور میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۴ کی به آسانی دم آبم میسر میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۵ هرکجا عبرت به درس وعظ رهبر میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۶ زندگی در ملک عبرت مرگ مفلس میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۷ ازکجا آیینه با مردم موافق میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۸ آخر از جمع هوسها عقده حاصل میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۹ جزو موزون اعتدال جوهر کل میشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۰ دل ز هر اندیشه با رجی مقابل میشود
متن اشعار به نقل از گنجور.