پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲۶

گر چنین اشکم ز شرم پرگناهی می‌رود

همچو ابر از نامه‌ام رنگ سیاهی می‌رود

بی‌جمالت جز هلاک خود ندارم در نظر

مرگ می‌بیند چو آب از چشم ماهی می‌رود

سعی قاتل را تلافی مشکل است از بسملم

تا به عذر آیم زمان عذرخواهی می‌رود

لنگر جمعیت دل در شکست آرزوست

موج چون ساکن شد ازکشتی تباهی می‌رود

از هوسهای سری بگذر که در انجام کار

شمع این محفل به داغ بی‌کلاهی می‌رود

گیر و دار اوج دولتها غباری بیش نیست

بر هوا چون گردباد اورنگ شاهی می‌رود

تیره‌بختی هم شبستان چراغان وفاست

داغ تا روشن شود زیر سیاهی می‌رود

کیست گردد منکر گل کردن اسرار عشق

رنگها اینجا به سامان گواهی می‌رود

ای نفس پیش از هوا گشتن خروشی ساز کن

فرصت عرض قیامت دستگاهی می‌رود

شمع تصویرم، مپرس از درد و داغ حسرتم

اشک من عمریست ناگردیده راهی می‌رود

بیدل انجام تماشا محو حیرت گشتن است

این همه سعی نگه تا بی‌نگاهی می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲۸چو دولت درش بر خسان واشود
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۲۹آه نومیدم‌ کجا تأثیر من پیدا شود
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۳۰گر چنین بخت نگون عبرت ‌کمین پیدا شود
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۳۱حسن بی‌شرم ازهجوم بوالهوس محشر شود
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۳۲در بیابانی‌ که سعی بیخودی رهبر شود
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۳۳دل جهان دیگر از مرآت یکدیگر شود
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۳۴طبع قناعت اختیار مصدر زیب و فر شود
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۳۵گر خیال‌گردش چشم توام رهبر شود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.