پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۱۲

محوتسلیمیم اما سجده لغزش مایه بود

سر خط پیشانی ما را مداد از سایه بود

یک نفس با مهلتی سودا نکردیم آه عمر

این حباب بی‌سر وپا پرتنک سرمایه بود

مایهٔ بالیدن ما پهلوی خود خوردنست

درگداز استخوان شمع شیر دایه بود

نالهٔ فرهاد می‌آید هنوز از بیستون

رونق تفسیر قرآن وفا این آیه بود

این شماتتهای یاران زیر چرخ امروز نیست

خانهٔ شطرنج تا بوده‌ست خوش همسایه بود

التفات نازی از مژگان سیاهی داشتیم

هرکجا رفتیم از خود بر سر ما سایه بود

محمل نازش ز صحرایی‌که بال افشان گذشت

گرد اگر برخاست طاووس چمن پیرایه بود

بید‌ل از چاک جگر چون صبح بستم نردبان

منظری‌کز خود برآیم با فلک هم‌پایه بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۱۴با ما نه نم اشکی ونی چشم تری بود
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۱۵این انجمن افسانهٔ راز دهنی بود
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۱۶به‌کوی‌دوست‌که تکلیف بی‌نشانی بود
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۱۷به نظم عمرکه سر تا سرش روانی بود
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۱۸چون آب روان پر مگذر بی‌خبر از خود
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۱۹جایی‌که سعی حرص جنون‌آفرین دود
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۲۰تا مه نوبر فلک بال‌گشا می‌رود
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۲۱هر که آمد در جان بیکس‌تر از ما می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.