فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۱ عقل اگر صد انجمن تدبیر روشن میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۲ بولهوس از سبک سری حفظ سخن نمیکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۳ ناتوانی باز چون شمعم چه افسون میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۴ قامت خمکز حیا سوی زمین رو میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۵ ذوق فقر افسانهٔ اقبالکوته میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۶ با هستیام وداع تو و من چه میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۷ بر اهل فضل دانش و فنگریه میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۸ کارجهان خواه عجز، خواه سری میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۹ هر که اینجا میرسد بیاعتدالی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۰ هرکه در اظهار مطلب هرزهنالی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۱ اینکه طاقتها جوانی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۲ نظم امکانی کجا ضبط روانی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۳ رفته رفته عافیت همکینهخواهی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۴ مفلسی دست تهی بر سودن ارزانی کند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۵ بلاکشان محبت گل چه نیرنگند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۶ گردی دگر نشد ز من نارسا بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۷ یارب چهسانکنم به هوای دعا بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۸ پیری آمد ماند عشرتها ز انداز بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۹ غافل شدیم وگشت خروش هوس بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۰ حسرت دلکرد بر ما پنجهٔ قاتل بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۱ عجز نپسندید از ما شکوهٔ قاتل بلند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۲ آنها که لاف افسر و اورنگ میزنند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۳ عشاق چون فسانهٔ تحقیق سر کنند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۴ جمعی که با قناعت جاوید خو کنند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۵ حقمشربان دمی که به تحقیق رو کنند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۶ روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۷ این غافلان که آینهپرداز میدهند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۸ علویانی که به این عالم دون میآیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۹ هرکه انجام غرور من و ما میبیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۰ هرکه زین انجمن آثار صفا میبیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۱ بهار رنگ عبرت جز دل روشن نمیبیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۲ آفاق جا ندارد همت کجا نشیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۳ به روی من ز کجا رنگ اعتبار نشیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۴ سپند بزم تو گویند هیچ جا ننشیند
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۵ اتفاق است آنکه هردشوار را آسان نمود
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۶ بر در دل حلقه زد غفلت، کنون آهش چه سود
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۷ ریشهواری عافیت در مزرع امکان نبود
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۸ تاآینهروبروی ما بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۹ نیرنگ امل گل بقا بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۰ یاد شوقی کز جفاهایت دل ما شاد بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۱ آنجاکه عجزممتحن چون و چند بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۲ عیش ما کم نیست گر اشکی به چشم تر بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۳ هرکه را اجزای موهوم نفس دفتر بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۴ همچو آتش هرکه را دود طلب در سر بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۵ برگ و ساز عندلیبان زین چمن گفتار بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۶ دیده را مژگان بهم آوردنی درکار بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۷ زین باغ بسکه بیثمری آشکار بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۸ مطلبی گر بود از هستی همین آزار بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۹ شب که در بزم ادب قانون حیرتساز بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۰ سجدهٔ خاک درت هرکه تمنایش بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۱ آدمیکاثار تنزیهش رجوع خاک بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۲ در ادبگاهی که لب نامحرم تحریک بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۳ امشب غبار نالهٔ دل سرمه رنگ بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۴ روزی که بی تو دامن ضعفم به چنگ بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۵ شب که از جوش خیالت بزم گلشن تنگ بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۶ شبکه از شوق توپروازم بهار آهنگ بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۷ ماضی ومستقبل این بزم حیرت حال بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۸ درشتخو سخنش عافیت ثمر نبود
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۹ نهال وحشت ما خالی از ثمر نبود
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۰ تا نفس ما ومن غبارنبود
متن اشعار به نقل از گنجور.