پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی

بیدل دهلوی

غزلیات

۲,۸۲۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۴۱ عقل اگر صد انجمن تدبیر روشن می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۴۲ بولهوس از سبک سری حفظ سخن نمی‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۴۳ ناتوانی باز چون شمعم چه افسون می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۴۴ قامت خم‌کز حیا سوی زمین رو می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۴۵ ذوق فقر افسانهٔ اقبال‌کوته می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۴۶ با هستی‌ام وداع تو و من چه می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۴۷ بر اهل فضل دانش و فن‌گریه می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۴۸ کارجهان خواه عجز، خواه سری می‌کند
  9. غزل شمارهٔ ۱۴۴۹ هر که اینجا می‌رسد بی‌اعتدالی می‌کند
  10. غزل شمارهٔ ۱۴۵۰ هرکه در اظهار مطلب هرزه‌نالی می‌کند
  11. غزل شمارهٔ ۱۴۵۱ اینکه طاقت‌ها جوانی می‌کند
  12. غزل شمارهٔ ۱۴۵۲ نظم امکانی کجا ضبط روانی می‌کند
  13. غزل شمارهٔ ۱۴۵۳ رفته رفته عافیت هم‌کینه‌خواهی می‌کند
  14. غزل شمارهٔ ۱۴۵۴ مفلسی دست تهی بر سودن ارزانی کند
  15. غزل شمارهٔ ۱۴۵۵ بلا‌کشان محبت‌ گل چه نیرنگند
  16. غزل شمارهٔ ۱۴۵۶ گردی دگر نشد ز من نارسا بلند
  17. غزل شمارهٔ ۱۴۵۷ یارب چه‌سان‌کنم به هوای دعا بلند
  18. غزل شمارهٔ ۱۴۵۸ پیری آمد ماند عشرتها ز انداز بلند
  19. غزل شمارهٔ ۱۴۵۹ غافل شدیم وگشت خروش هوس بلند
  20. غزل شمارهٔ ۱۴۶۰ حسرت دل‌کرد بر ما پنجهٔ قاتل بلند
  21. غزل شمارهٔ ۱۴۶۱ عجز نپسندید از ما شکوهٔ قاتل بلند
  22. غزل شمارهٔ ۱۴۶۲ آنها که لاف افسر و اورنگ می‌زنند
  23. غزل شمارهٔ ۱۴۶۳ عشاق چون فسانهٔ تحقیق سر کنند
  24. غزل شمارهٔ ۱۴۶۴ جمعی‌ که با قناعت جاوید خو کنند
  25. غزل شمارهٔ ۱۴۶۵ حق‌مشربان دمی که به تحقیق رو کنند
  26. غزل شمارهٔ ۱۴۶۶ روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند
  27. غزل شمارهٔ ۱۴۶۷ این غافلان که آینه‌پرداز می‌دهند
  28. غزل شمارهٔ ۱۴۶۸ علویانی ‌که به این عالم دون می‌آیند
  29. غزل شمارهٔ ۱۴۶۹ هرکه انجام غرور من و ما می‌بیند
  30. غزل شمارهٔ ۱۴۷۰ هرکه زین انجمن آثار صفا می‌بیند
  31. غزل شمارهٔ ۱۴۷۱ بهار رنگ عبرت جز دل روشن نمی‌بیند
  32. غزل شمارهٔ ۱۴۷۲ آفاق جا ندارد همت کجا نشیند
  33. غزل شمارهٔ ۱۴۷۳ به روی من ز کجا رنگ اعتبار نشیند
  34. غزل شمارهٔ ۱۴۷۴ سپند بزم‌ تو گویند هیچ جا ننشیند
  35. غزل شمارهٔ ۱۴۷۵ اتفاق است آنکه هردشوار را آسان نمود
  36. غزل شمارهٔ ۱۴۷۶ بر در دل حلقه زد غفلت‌، ‌کنون آهش چه سود
  37. غزل شمارهٔ ۱۴۷۷ ریشه‌واری عافیت در مزرع امکان نبود
  38. غزل شمارهٔ ۱۴۷۸ تاآینه‌روبروی ما بود
  39. غزل شمارهٔ ۱۴۷۹ نیرنگ امل‌ گل بقا بود
  40. غزل شمارهٔ ۱۴۸۰ یاد شوقی‌ کز جفاهایت دل ما شاد بود
  41. غزل شمارهٔ ۱۴۸۱ آنجاکه عجزممتحن چون و چند بود
  42. غزل شمارهٔ ۱۴۸۲ عیش ما کم نیست گر اشکی به چشم تر بود
  43. غزل شمارهٔ ۱۴۸۳ هرکه را اجزای موهوم نفس دفتر بود
  44. غزل شمارهٔ ۱۴۸۴ همچو آتش‌ هرکه را دود طلب در سر بود
  45. غزل شمارهٔ ۱۴۸۵ برگ و ساز عندلیبان زین چمن‌ گفتار بود
  46. غزل شمارهٔ ۱۴۸۶ دیده را مژگان بهم آوردنی درکار بود
  47. غزل شمارهٔ ۱۴۸۷ زین باغ بسکه بی‌ثمری آشکار بود
  48. غزل شمارهٔ ۱۴۸۸ مطلبی‌ گر بود از هستی همین آزار بود
  49. غزل شمارهٔ ۱۴۸۹ شب که در بزم ادب قانون حیرت‌ساز بود
  50. غزل شمارهٔ ۱۴۹۰ سجدهٔ خاک درت هرکه تمنایش بود
  51. غزل شمارهٔ ۱۴۹۱ آدمی‌کاثار تنزیهش رجوع خاک بود
  52. غزل شمارهٔ ۱۴۹۲ در ادبگاهی ‌که لب نامحرم تحریک بود
  53. غزل شمارهٔ ۱۴۹۳ امشب غبار نالهٔ دل سرمه رنگ بود
  54. غزل شمارهٔ ۱۴۹۴ روزی که بی تو دامن ضعفم به چنگ بود
  55. غزل شمارهٔ ۱۴۹۵ شب‌ که از جوش خیالت بزم‌ گلشن تنگ بود
  56. غزل شمارهٔ ۱۴۹۶ شب‌که از شوق توپروازم بهار آهنگ بود
  57. غزل شمارهٔ ۱۴۹۷ ماضی ومستقبل این بزم حیرت حال بود
  58. غزل شمارهٔ ۱۴۹۸ درشت‌خو سخنش عافیت ثمر نبود
  59. غزل شمارهٔ ۱۴۹۹ نهال وحشت ما خالی از ثمر نبود
  60. غزل شمارهٔ ۱۵۰۰ تا نفس ما ومن غبارنبود

متن اشعار به نقل از گنجور.