پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۹۸

درشت‌خو سخنش عافیت ثمر نبود

صدای تار رگ سنگ جز شرر نبود

هجوم حادثه با صاف دل چه خواهدکرد

ز سیل خانهٔ آیینه را خطر نبود

غبار وحشت ما از سراغ مستغنی‌ست

به رفتن نگه از نقش پا اثر نبود

به عالمی که ادب محو بی‌نشانیهاست

هوس اگر همه عنقاست نامه‌بر نبود

به‌ کارگاه تآمل همان دل است نفس

گره به رشتهٔ‌ کارم‌ کم از گهر نبود

ز بخت شکوه ندارم‌ که نخل شمع مرا

بهار سوختنی هست اگر ثمر نبود

به رنگ ریگ روان رهنورد سودا را

به غیر آبلهٔ پا گل سفر نبود

در این محیط که هر قطره نقد باختن است

خوش آن حباب ‌که آهیش در جگر نبود

مخواه رنگ حلاوت زگفتگو بیدل

نیی‌ که ناله ‌کند قابل شکر نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۰۰تا نفس ما ومن غبارنبود
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۰۱تا دل از انجمن وصل تو مأیوس نبود
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۰۲شب که جز یأس به کام دل مأیوس نبود
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۰۳ناله می‌افشاند پر در باغ ما بلبل نبود
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۰۴نقش هستی جز غبار وهم نیرنگی نبود
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۰۵یک‌دو دم هنگامهٔ تشویش مهر و کینه بود
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۰۶چون شرر اقبال هستی بسکه فرصت‌کاه بود
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۰۷روزی‌ که عشق رنگ جهان نقش بسته بود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.