پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۹۹

نهال وحشت ما خالی از ثمر نبود

ز خود برآمدن ناله بی‌اثر نبود

ز محو جلوه مجو لذت شناسایی

که چشم آینه را بهرهٔ نظرنبود

حصار عالم بیچارگی دهان بلاست

پناه ما دم تیغ است اگر سپر نبود

غبار هر دو جهان در سراغ ما خون ‌کرد

ز رنگ باخته در هیچ جا اثر نبود

ز سعی جسم مکش منت سبک‌روحی

خوش است بار مسیحا به دوش خر نبود

سراغ منزل مقصد ز خاکساران پرس

کسی چو جاده در این دشت راهبر نبود

ز بس که الفت مردم عذاب روحانی‌ست

فشار قبر چو آغوش یکدگر نبود

طلسم حیرت ما منظر تجلی اوست

غرور حسن ز آیینه بی‌خبر نبود

به غیر ساز عدم هرچه هست رسوایی‌ست

مباد سایهٔ شب بر سر سحر نبود

زبان چه عافیت اندوزد از سخن بیدل

ز عرض نغمهٔ خود، ساز صرفه‌بر نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۰۱تا دل از انجمن وصل تو مأیوس نبود
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۰۲شب که جز یأس به کام دل مأیوس نبود
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۰۳ناله می‌افشاند پر در باغ ما بلبل نبود
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۰۴نقش هستی جز غبار وهم نیرنگی نبود
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۰۵یک‌دو دم هنگامهٔ تشویش مهر و کینه بود
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۰۶چون شرر اقبال هستی بسکه فرصت‌کاه بود
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۰۷روزی‌ که عشق رنگ جهان نقش بسته بود
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۰۸هرکه را دیدم ز لاف ما و من شرمنده بود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.