پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۰۳

ناله می‌افشاند پر در باغ ما بلبل نبود

عبرتی بر رنگ عشرت خنده می‌زد گل نبود

سیر این باغم نفس درپیچ وتاب جهد سوخت

موج خشکی داشت جوی آرزو سنبل نبود

وضع ترتیب تعلق غیر دردسر نداشت

خوشه بند دانه ی زنجیر جز غلغل نبود

رنگ حال هیچکس بر هیچکس روشن نشد

رونق این انجمن غیر از چراغ‌گل نبود

زین خمستان هیچکس سرشار معنی برنخواست

جامها بسیار بود اما یکی پر مل نبود

عالمی بر وهم رعنایی بساط ناز چید

موی چینی دستگاه طره و کاکل نبود

پرده‌ها برداشتیم از اعتبارات غرور

در میان خواجه و خر حایلی جز جل نبود

خلق بر خود تهمتی چند از تخیل بسته‌اند

ورنه سرو آزاد یا قمری اسیر غل نبود

پیکر خاکی جهانی را غریق وهم ‌کرد

از سر آبی ‌که بگذشتیم ما جز پل نبود

مستی اوهام بیدل بیدماغم ‌کرد و رفت

فرصتی می‌زد نفس در شیشه‌ها قلقل نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۰۵یک‌دو دم هنگامهٔ تشویش مهر و کینه بود
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۰۶چون شرر اقبال هستی بسکه فرصت‌کاه بود
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۰۷روزی‌ که عشق رنگ جهان نقش بسته بود
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۰۸هرکه را دیدم ز لاف ما و من شرمنده بود
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۰۹بسکه در ساز صفاکیشان حیا خوابیده بود
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۱۰شب که در یادت سراپایم زبان ناله بود
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۱۱شب‌که وصل آغوش‌پرداز دل دیوانه بود
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۱۲محوتسلیمیم اما سجده لغزش مایه بود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.