پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۹۷

ماضی ومستقبل این بزم حیرت حال بود

شخص از خود رفته در آیینه‌ها تمثال بود

سوختن همچون سپند از ننگ ایجادم رهاند

ورنه هستی برلب عرض نفس تبخال بود

بسکه یاس ناتوانی در مزاجم ریشه‌کرد

بر زبان خامه حرف مدعایم نال بود

هرقدر بر جا فسردم وحشتم سامان‌گرفت

چون غبار رنگ در ساز شکستم بال بود

غیر حسرت از جهان جستجوگردی نکرد

کاروان ما نگاه واپسین دنبال بود

خلق را در تیرباران هجوم احتیاج

آبرو تا بود وقف چشمهٔ غربال بود

هرکجا فال شکفتن زد بهار غنچه‌اش

صبح از ایجاد تبسم چین روی زال بود

بی‌نصیبان چشم درگرد دو رنگی باختند

ورنه حسنش را سواد هردو عالم خال بود

غیر را در دل شکوه عشق‌ گنجایش نداد

خانهٔ خورشید از خورشید مالامال بود

جلوهٔ عیش و الم یکسر به موهومی گذشت

عمر را کیفیت تصو‌یر ماه و سال بود

ماجرای سایه از خورشید هم روشن نشد

رفتنم از خویش، یا، زان جلوه استقبال بود

بیدل از بیدردی روز وداعت سوختم

سینه می‌کندی چه می‌شد گر زبانت لال بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۹۹نهال وحشت ما خالی از ثمر نبود
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۰۰تا نفس ما ومن غبارنبود
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۰۱تا دل از انجمن وصل تو مأیوس نبود
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۰۲شب که جز یأس به کام دل مأیوس نبود
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۰۳ناله می‌افشاند پر در باغ ما بلبل نبود
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۰۴نقش هستی جز غبار وهم نیرنگی نبود
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۰۵یک‌دو دم هنگامهٔ تشویش مهر و کینه بود
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۰۶چون شرر اقبال هستی بسکه فرصت‌کاه بود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.