پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۹۰

سجدهٔ خاک درت هرکه تمنایش بود

هر کجا سود قدم بر سر من پایش بود

علم همت عشاق نگونی نکشد

خاکشان پی سپر قامت رعنایش بود

موج را هرزه‌دویها ز گهر دور انداخت

آبرو در قدم آبله‌فرسایش بود

دل تغافل زد از آگاهی و ما آب شدیم

انفعال همه کس شوخی تنهایش بود

وصل حسنی به رخش آب زد آیینهٔ شرم

وضع آغوش تو صفر عرق افزایش بود

داغ شد حیرت و زان جلوه به رنگی نرسید

چه توان‌کرد پس پرده تماشایش بود

عمر چون شهرت عنقا به غم شبهه‌گذشت

کس نشد محرم اسمی که مسمایش بود

آه یک داغ پیامی به دل ما نرساند

قاصد شمع به مطلب همه اعضایش بود

دوری مقصد یی باختهٔ یکدگربم

هرکه دی محو شد امروزتو فردایش بود

کردم از هرکه درس خانه سراغ تحقیق

گفت از آمدنت پیش همین جایش بود

بیدل از بزم هوس سیر ندامت‌کردیم

سودن دست بهم قلقل مینایش بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۹۲در ادبگاهی ‌که لب نامحرم تحریک بود
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۹۳امشب غبار نالهٔ دل سرمه رنگ بود
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۹۴روزی که بی تو دامن ضعفم به چنگ بود
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۹۵شب‌ که از جوش خیالت بزم‌ گلشن تنگ بود
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۹۶شب‌که از شوق توپروازم بهار آهنگ بود
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۹۷ماضی ومستقبل این بزم حیرت حال بود
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۹۸درشت‌خو سخنش عافیت ثمر نبود
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۹۹نهال وحشت ما خالی از ثمر نبود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.