پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۹۲

در ادبگاهی ‌که لب نامحرم تحریک بود

عافیت چون معنی عالی به دل نزدیک بود

مقصد خلق ازتب وتاب هوس موهوم ماند

پی غلط ‌کردند از بس جاده‌ها باریک بود

نفخ منعم ته شد از نم خوردن‌ کوس و دهل

باد و آب انفعالی در دماغ خیک بود

ناکجا غثیان نخندد بر دماغ اهل جاه

جام و صهبای تعین نیکدان و نیک بود

ساز نافهمیدگی‌کوک است‌،‌کو علم و چه فضل

هرکجا دیدیم بحث ترک با تاجیک بود

دل چه سازد جسم خاکی محرم رازش نخواست

آینه رو از که تابد خانه پُر تاریک بود

عشق ورزیدیم بیدل با خیالات هوس

این نفسها یکقلم از عالم تشکیک بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۹۴روزی که بی تو دامن ضعفم به چنگ بود
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۹۵شب‌ که از جوش خیالت بزم‌ گلشن تنگ بود
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۹۶شب‌که از شوق توپروازم بهار آهنگ بود
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۹۷ماضی ومستقبل این بزم حیرت حال بود
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۹۸درشت‌خو سخنش عافیت ثمر نبود
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۹۹نهال وحشت ما خالی از ثمر نبود
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۰۰تا نفس ما ومن غبارنبود
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۰۱تا دل از انجمن وصل تو مأیوس نبود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.