پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۷۸

تاآینه‌روبروی ما بود

گلچین بهار کهربا بود

یاد دم عشرتی‌ که چون صبح

آیینهٔ ما نفس‌نما بود

فریاد شکسته‌رنگی ما

عمری چو نگاه سرمه‌سا بود

شد عجز حجاب ورنه از دل

تاکوی تو راه ناله وابود

آیینه چه سان ‌گرفت حیرت

ازعکس تو دست در حنا بود

جوشید ز شعلهٔ تو داغم

سرچشمهٔ عجز،‌ کبریا بود

در راه تو هرچه از غبارم

برداشت فلک‌ کف دعا بود

هر آه ‌که برکشیدم از دل

چون موج به ‌گوهر آشنا بود

دل نیز چو سینه استخوان داشت

تا یاد خدنگ او هما بود

بشکست دل و نکرد آهی

این شیشه عجب تنک‌ صدا بود

خون شد دل و ساغر چمن زد

میخانهٔ ماگداز ما بود

بیدل تاجی ‌که دیدی امروز

فردا بینی نشان پا بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۸۰یاد شوقی‌ کز جفاهایت دل ما شاد بود
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۸۱آنجاکه عجزممتحن چون و چند بود
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۸۲عیش ما کم نیست گر اشکی به چشم تر بود
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۸۳هرکه را اجزای موهوم نفس دفتر بود
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۸۴همچو آتش‌ هرکه را دود طلب در سر بود
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۸۵برگ و ساز عندلیبان زین چمن‌ گفتار بود
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۸۶دیده را مژگان بهم آوردنی درکار بود
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۸۷زین باغ بسکه بی‌ثمری آشکار بود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.