پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۷۹

نیرنگ امل‌ گل بقا بود

امید بهار مدعا بود

کس محرم اعتبار ما نیست

آیینهٔ ما خیال ما بود

حیرت همه جا ترانه‌سوزست

آیینه وعکس‌یک نوا بود

شادم‌ که شهید بیکسم را

خندیدن زخم خونبها بود

خونی‌ که نریختم به پایت

پامال تحیر حنا بود

آن رنگ‌ که آشکار جستیم

در پردهٔ غنچهٔ حیا بود

دل نیز نشد دلیل تحقیق

آیینه‌ به عکس‌ آشنا بود

گر محرم جلوه‌ات نگشتیم

جرم نگه ضعیف ما بود

فریاد که سعی بسمل ما

چون‌ کوشش موج نارسا بود

گلریزی اشک‌، بوی خون داشت

این سبحه ز خاک‌کربلا بود

بر حرف هوس بیان هستی

دخلی‌که نداشتم بجا بود

بیدل ز سر مراد دنیا

برخاست کسی که بی‌عصا بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۸۱آنجاکه عجزممتحن چون و چند بود
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۸۲عیش ما کم نیست گر اشکی به چشم تر بود
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۸۳هرکه را اجزای موهوم نفس دفتر بود
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۸۴همچو آتش‌ هرکه را دود طلب در سر بود
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۸۵برگ و ساز عندلیبان زین چمن‌ گفتار بود
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۸۶دیده را مژگان بهم آوردنی درکار بود
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۸۷زین باغ بسکه بی‌ثمری آشکار بود
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۸۸مطلبی‌ گر بود از هستی همین آزار بود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.