پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۸۱

آنجاکه عجزممتحن چون و چند بود

چون موی‌، سایه هم ز سر ما بلند بود

حسرت پرست چاشنی آن تبسمیم

بر ما مکرر آنچه نمودند قند بود

سعی غبارصبح هوای چه صید داشت

تا آسمان‌گشادن چین‌کمند بود

زاهد نبرد یک سر مو بوی انفعال

در شانه هم هزار دهن ریشخند بود

آشفت غنچه‌ای که گلش کرد دامنی

سیر بهار امن گریبان‌پسند بود

شبنم به سعی مردمک چشم مهرشد

از خود چو رفت قطره به ‌بحر ارجمند بود

در وادیی‌ که داشت‌ ضعیفی‌ صلای جهد

دستم به قدر آبلهٔ پا بلند بود

مردیم و زد نفس در افسون عافیت

پیری چو مار حلقه طلسم‌گزند بود

افسانه‌ها به بستن مژگان تمام شد

کوتاهی امل به همین عقده بند بود

بیدل به نیم ناله دل از دست داده‌ایم

کوه تحملی‌که تو دیدی سپند بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۸۳هرکه را اجزای موهوم نفس دفتر بود
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۸۴همچو آتش‌ هرکه را دود طلب در سر بود
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۸۵برگ و ساز عندلیبان زین چمن‌ گفتار بود
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۸۶دیده را مژگان بهم آوردنی درکار بود
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۸۷زین باغ بسکه بی‌ثمری آشکار بود
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۸۸مطلبی‌ گر بود از هستی همین آزار بود
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۸۹شب که در بزم ادب قانون حیرت‌ساز بود
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۹۰سجدهٔ خاک درت هرکه تمنایش بود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.