پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۵۸

پیری آمد ماند عشرتها ز انداز بلند

سرنگون شد شیشه‌، قلقل‌کرد پرواز بلند

دستگاه اصل فطرت جز تنزل هیچ نیست

می‌کندگل پست پست انجام آغاز بلند

گرد امکان عمرها شد می‌رود بر باد صبح

تا کجا چیند نفس این دامن ناز بلند

معنی‌ صوری ‌که‌ گوش ‌کس به ‌فهمش‌ باز نیست

ازسپند بزم ما بشنو به آوازبلند

غافلان تا بر خط شق‌القمر گردن نهند

حکم انگست شهادت داشت اعجاز بلند

زیر گردون هرچه شور انگیخت محو سرمه شد

نغمه‌ها در خاک خوابانید این ساز بلند

زین چمن بیدل کسی را شرم دامنگیر نیست

سرو تاگل‌، پا به‌ گل دارد تک و تاز بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۶۰حسرت دل‌کرد بر ما پنجهٔ قاتل بلند
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۶۱عجز نپسندید از ما شکوهٔ قاتل بلند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۶۲آنها که لاف افسر و اورنگ می‌زنند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۶۳عشاق چون فسانهٔ تحقیق سر کنند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۶۴جمعی‌ که با قناعت جاوید خو کنند
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۶۵حق‌مشربان دمی که به تحقیق رو کنند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۶۶روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۶۷این غافلان که آینه‌پرداز می‌دهند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.