پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۶۴

جمعی‌ که با قناعت جاوید خو کنند

خود را چوگوهر انجمن آبروکنند

حیرت زبان شوخی اسرار ما بس است

آیینه‌مشربان به نگه گفتگوکنند

محجوب پردهٔ عدمی بی‌حضور دل

پیدا شوی‌گر آینه‌ات روبروکنند

آنجاکه عشق خلعت رسوایی آورد

پیراهنی که چاک ندارد رفو کنند

لب‌تشنهٔ هوای ترا محرمان راز

چون نی به جای آب نفس درگلوکنند

نقش خیال و خامهٔ نقاش مشکل‌ست

ما را مگر به فکر میان تو مو کنند

آیینه است‌،‌گاه خطا، رنگ اهل شرم

بی‌دستگاه شامه گل چشم بوکنند

شوخی به سیر عالم ما ره نمی‌برد

چشمی مگر در آبلهٔ پا فروکنند

آن نامقیدان‌ که در اثبات مطلقند

آب نرفته را زتوهم به جوکنند

در بحرکاینات که صحرای نیستی‌ست

حاصل تیممی است به هرجا وضوکنند

بیدل دماغ نشئه ندارد گدای عشق

گرنه فلک گداخته در یک کدو کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۶۶روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۶۷این غافلان که آینه‌پرداز می‌دهند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۶۸علویانی ‌که به این عالم دون می‌آیند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۶۹هرکه انجام غرور من و ما می‌بیند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۷۰هرکه زین انجمن آثار صفا می‌بیند
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۷۱بهار رنگ عبرت جز دل روشن نمی‌بیند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۷۲آفاق جا ندارد همت کجا نشیند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۷۳به روی من ز کجا رنگ اعتبار نشیند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.