پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۶۹

هرکه انجام غرور من و ما می‌بیند

بر فلک نیز همان در ته پا می‌بیند

شش‌جهت آینهٔ عرض صواب است اما

چشمت از کور دلی سهو خطا می‌بیند

چشم بر حلقهٔ دروازهٔ رحمت دارد

خویش را هرکه به تسلیم دوتا می‌بیند

نکنی جرأت کاری که نباید کردن

گر شوی اینقدر آگه ‌که خدا می‌بیند

زندگانی چه و آسودگی عمر کدام

صبح ما عرض غباری به هوا می‌بیند

شمع‌وار آینهٔ راستی از دست مده

کور هم ‌پیش و پس خود به عصا می‌بیند

جای رحم است‌ گر آزاده مقید گردد

آب در کسوت آیینه چها می‌بیند

بلبل ما چه‌کندگر نشود محو خروش

از رگ ‌گل همه محراب دعا می‌بیند

به که ما نیز چو شبنم عرقی آب شویم

کان ‌گلستان حیا جانب ما می‌بیند

همه ماضی‌ ست کجا حال و کدام استقبال

دیده هر سو نگرد رو به قفا می‌بیند

بس‌که کاهیده‌ام از درد تمنا بیدل

موی دارد به نظر هرکه مرا می‌بیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۷۱بهار رنگ عبرت جز دل روشن نمی‌بیند
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۷۲آفاق جا ندارد همت کجا نشیند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۷۳به روی من ز کجا رنگ اعتبار نشیند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۷۴سپند بزم‌ تو گویند هیچ جا ننشیند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۷۵اتفاق است آنکه هردشوار را آسان نمود
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۷۶بر در دل حلقه زد غفلت‌، ‌کنون آهش چه سود
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۷۷ریشه‌واری عافیت در مزرع امکان نبود
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۷۸تاآینه‌روبروی ما بود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.