پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۶۶

روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند

هم در طلسم خویش تماشای او کنند

پاکی چو بحر موج زند از جبینشان

قومی که از گداز تمنا وضو کنند

آزادگان نهال گلستان ناله‌اند

بر باد اگر روند نشاط نموکنند

پروانه‌مشربان بساط وفا چو شمع

اجزای خویش را به گداز آبرو کنند

ما را به زندگی ز محبت گزیر نیست

نتوان گذشت گر همه با درد خو کنند

عنقاست در قلمرو امکان بقای عیش

تاکی بهار را قفس از رنگ و بو کنند

جیب مرا به نیستی انباشت روزگار

چاکی‌ست صبح را که به هیچش رفو کنند

این موجها که گردن دعوی کشیده‌اند

بحر حقیقتند اگر سر فروکنند

ای غفلت آبروی طلب بیش از‌ این مریز

عالم تمام اوست‌که را جستجوکنند

بیدل به این طراوت اگر باشد انفعال

باید جهانیان ز جبینم وضو کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۶۸علویانی ‌که به این عالم دون می‌آیند
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۶۹هرکه انجام غرور من و ما می‌بیند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۷۰هرکه زین انجمن آثار صفا می‌بیند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۷۱بهار رنگ عبرت جز دل روشن نمی‌بیند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۷۲آفاق جا ندارد همت کجا نشیند
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۷۳به روی من ز کجا رنگ اعتبار نشیند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۷۴سپند بزم‌ تو گویند هیچ جا ننشیند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۷۵اتفاق است آنکه هردشوار را آسان نمود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.