پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۵۷

یارب چه‌سان‌کنم به هوای دعا بلند

دستی‌ که نیست چون مژه جز بر قفا بلند

صد نیستان تهی شدم از خود ولی چه سود

هویی نکرد گردن از این‌کوچه‌ها بلند

عجزم رضا نداد به رعنایی کلاه

گشتم همان چو آبله در زیر پا بلند

از بسکه شرم داشتم از یاد قامتش

دل شیشه‌ها شکست و نکردم صدا بلند

عرض اثر، نشانهٔ آفات گشتن است

جمعیت ازسری‌که نشد هیچ جا بلند

کلفت نوای دردسر هیچکس نه‌ایم

در پرده‌های خامشی آواز ما بلند

ساغر به طاق همت منصور می‌کشیم

بر دوش ما سری است زگردن جدا بلند

جز گرد احتیاج‌ که ننگ تنزّه است

موجی نیافتیم درآب بقا بلند

خط بر زمین‌ کش‌، از هوس خام صبرکن

دیوار اعتبار شود تا کجا بلند

در احتیاج بر در بیگانه خاک شو

اما مکن نظربه رخ آشنا بلند

عشق از مزاج دون نکند تهمت هوس

در خانه‌های پست نگردد هوا بلند

بیدل ز بس که منفعل عرض هستی‌ایم

سر می‌کند عرق ز گریبان ما بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۵۹غافل شدیم وگشت خروش هوس بلند
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۶۰حسرت دل‌کرد بر ما پنجهٔ قاتل بلند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۶۱عجز نپسندید از ما شکوهٔ قاتل بلند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۶۲آنها که لاف افسر و اورنگ می‌زنند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۶۳عشاق چون فسانهٔ تحقیق سر کنند
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۶۴جمعی‌ که با قناعت جاوید خو کنند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۶۵حق‌مشربان دمی که به تحقیق رو کنند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۶۶روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.