پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۶۱

عجز نپسندید از ما شکوهٔ قاتل بلند

جز مژه‌ گردی نشد از کوشش بسمل بلند

هستی موهوم ما در حسرت ایجاد سوخت

سایه‌واری هم نگردیدیم ز آب و گل بلند

باعث آزادی سرو است یأس بی‌بری

دستگاه آه باشد در شکست دل بلند

مایهٔ شکر و شکایتهای ما کم فرصتی است

نیست جزگرد نفس ازشخص مستعجل بلند

چون به آسایش رسیدی شعلهٔ دل مر‌ده گیر

از جرس مشکل که گردد ناله در منزل بلند

جاه را با آبروی خاکساریها مسنج

نیست ممکن گردن موج از سر ساحل بلند

چشم اهل جود اگر می‌داشت رنگی از تمیز

اینقدر هرگز نمی‌شد نالهٔ سایل بلند

پای از خود رفتن ما بود سر برداشتن

موج بی‌تمکین ما زین بحر شد غافل بلند

ما ز صد دیوان به یک مصرع قناعت کرده‌ایم

نشئهٔ صهبا چه دارد فطرت بیدل بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۶۳عشاق چون فسانهٔ تحقیق سر کنند
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۶۴جمعی‌ که با قناعت جاوید خو کنند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۶۵حق‌مشربان دمی که به تحقیق رو کنند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۶۶روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۶۷این غافلان که آینه‌پرداز می‌دهند
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۶۸علویانی ‌که به این عالم دون می‌آیند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۶۹هرکه انجام غرور من و ما می‌بیند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۷۰هرکه زین انجمن آثار صفا می‌بیند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.