پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲۳

شبنم صبح از چمن آبله دل می‌رود

عیش عرق می‌کند خنده خجل می‌رود

مخمصهٔ زندگی فرصت ماکرد تنگ

عیش والم هیچ نیست عمر مخل می‌رود

زبن همه نشو و نما منفعل است اصل ما

درخور شاخ بلند ربشه به‌گل می‌رود

تک به هوا می زند خلق زحرص بگیر

گرجه به دوش نفس‌*‌رد بهل می‌رود

هرچه دمد زین بهار نشئهٔ آفت شمار

در رگ گل آب نیست خون بحل می‌رود

رنج و الم هم نداد داد ثباتی‌که نیست

زین مرض‌آباد یأس دق شد و سل می‌رود

فرصت‌کار نفس مغتنم غفلت است

آمده در یاد نیست رفته ز دل می‌رود

بیدل ازین رنگ وبو غنچهٔ دل جمع نیست

قافلهٔ اتفاق ربط گسل می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲۵بعد ازینت سبزه خط در سیاهی می‌رود
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۲۶گر چنین اشکم ز شرم پرگناهی می‌رود
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۲۷شوق موسی نگهم رام تسلی نشود
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۲۸چو دولت درش بر خسان واشود
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۲۹آه نومیدم‌ کجا تأثیر من پیدا شود
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۳۰گر چنین بخت نگون عبرت ‌کمین پیدا شود
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۳۱حسن بی‌شرم ازهجوم بوالهوس محشر شود
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۳۲در بیابانی‌ که سعی بیخودی رهبر شود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.