پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲۴

دل ز پی‌اش عمرهاست سجده‌ کمین می‌رود

سایه به ره خفته است لیک چنین می‌رود

قافله بانگ جرس دارد و گرد فسوس

پیش تو آن رفته است بعد تو این می رود

با تک و تاز نفس عزم عنان تاب نیست

امدن اینجا کجاست عمر همین می‌رود

نقب به ‌کهسار برد نالهٔ شهرت‌ کمین

نام شهان زین هوس زیر نگین می‌رود

خواجه جه دارد ز جاه جز دو سه دم‌ کر و فر

پشه چو بالش نماند ناز طنین می‌رود

شیخ ‌گر این سودن است دست تو بر حال ما

آبلهٔ سبحه‌ات ازکف دین می‌رود

تازه بکن چون سحر زخم دل ای بیخبر

گرد خرام نفس پر نمکین می‌رود

خاک عدم مرجع خجلت بی ‌مایگی‌ست

کوشش آب تنک زیر زمین می‌رود

گر همه سر بر هواست نقش قدم مدعاست

قاصد ما همچو شمع آینه‌بین می‌رود

فرصت این دشت و در نیست اقامت اثر

حال مقیمان مپرس خانه چو زین می‌رود

بیدل اگر این بود ناز هوس چیدنت

دامت آخر چو صبح درپی چین می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲۶گر چنین اشکم ز شرم پرگناهی می‌رود
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۲۷شوق موسی نگهم رام تسلی نشود
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۲۸چو دولت درش بر خسان واشود
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۲۹آه نومیدم‌ کجا تأثیر من پیدا شود
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۳۰گر چنین بخت نگون عبرت ‌کمین پیدا شود
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۳۱حسن بی‌شرم ازهجوم بوالهوس محشر شود
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۳۲در بیابانی‌ که سعی بیخودی رهبر شود
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۳۳دل جهان دیگر از مرآت یکدیگر شود
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.