پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی

سلمان ساوجی

رباعیات

۱۱۳ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۶۱ دی سرو به باغ سرفرازی می‌کرد
  2. رباعی شمارهٔ ۶۲ زلف سیهت که بر مهت می‌پوید
  3. رباعی شمارهٔ ۶۳ هر لحظه ز من ناله نو می‌خیزد
  4. رباعی شمارهٔ ۶۴ جان در طلب رطل گران می‌گردد
  5. رباعی شمارهٔ ۶۵ زلف تو همه روز مشوش باشد
  6. رباعی شمارهٔ ۶۶ ترکم که مهش به پیش زانو می‌زد
  7. رباعی شمارهٔ ۶۷ کیرم که همیشه آب خود می‌ریزد
  8. رباعی شمارهٔ ۶۸ سلمان، زر و اسب و کار و بارت بردند
  9. رباعی شمارهٔ ۶۹ ای خواجه دوای درد ما کی باشد؟
  10. رباعی شمارهٔ ۷۰ از شمع جمال تو دلم تاب کشد
  11. رباعی شمارهٔ ۷۱ روزی که سمن بر لب جو بر روید
  12. رباعی شمارهٔ ۷۲ سوز تو جگر کباب می‌گرداند
  13. رباعی شمارهٔ ۷۳ دستت چو به کارد کلک را بتراشید
  14. رباعی شمارهٔ ۷۴ دیشب که نگار دلستان می‌رقصید
  15. رباعی شمارهٔ ۷۵ بر زلف تو چون باد وزیدن گیرد
  16. رباعی شمارهٔ ۷۶ دل با رخ تو سر تعشق دارد
  17. رباعی شمارهٔ ۷۷ یک زخم غمت هزار مرهم ارزد
  18. رباعی شمارهٔ ۷۸ خواهم که مرا مدام آماده بود
  19. رباعی شمارهٔ ۷۹ ز آن رو که هوا، بوی خوشت می‌گیرد
  20. رباعی شمارهٔ ۸۰ آن یار که مشک بر قمر می‌ساید
  21. رباعی شمارهٔ ۸۱ اسبی که مرا خواجه بر آن اسب نشاند
  22. رباعی شمارهٔ ۸۲ ای خواجه فلان الدین که ریشت گُه باد
  23. رباعی شمارهٔ ۸۳ ابر است گهربار و هوا عنبربیز
  24. رباعی شمارهٔ ۸۴ از جام توام بهره خمار آمد و بس
  25. رباعی شمارهٔ ۸۵ رویت که ازو گرفت نیرو آتش
  26. رباعی شمارهٔ ۸۶ دل خواستم از زلف سمن پوش تو دوش
  27. رباعی شمارهٔ ۸۷ گل بین که دریدند همه پیرهنش
  28. رباعی شمارهٔ ۸۸ در راه بسر همی پوید شمع
  29. رباعی شمارهٔ ۸۹ ای داده غمت به باد جانم چون شمع
  30. رباعی شمارهٔ ۹۰ از باغ جمالت آگه ار بودی گل
  31. رباعی شمارهٔ ۹۱ امسال مکرر است وقت گل و مل
  32. رباعی شمارهٔ ۹۲ ای کارگزاران درت شمس و زحل،
  33. رباعی شمارهٔ ۹۳ توفیق نمی‌شود به زاری حاصل
  34. رباعی شمارهٔ ۹۴ در باغ بهشت اگر نباشی خوشدل
  35. رباعی شمارهٔ ۹۵ بیمارم و کس نمی‌کند درمانم
  36. رباعی شمارهٔ ۹۶ شعر تو که هست قوت جان مردم
  37. رباعی شمارهٔ ۹۷ در وصل نماند بیش ازین تدبیرم
  38. رباعی شمارهٔ ۹۸ سرمایه دین و دل به غارت دادم
  39. رباعی شمارهٔ ۹۹ دوش آن بت شوخ دلربا گفت به چشم:
  40. رباعی شمارهٔ ۱۰۰ نی دولت آنکه یار غارت بینم
  41. رباعی شمارهٔ ۱۰۱ تا کی چو گل از هوا مشوش باشیم؟
  42. رباعی شمارهٔ ۱۰۲ من باغ ارم بر سر کویت دیدم
  43. رباعی شمارهٔ ۱۰۳ از دوست مرا چون نگریزد چه کنم؟
  44. رباعی شمارهٔ ۱۰۴ در مجلس تو ز گل پراکنده‌ترم
  45. رباعی شمارهٔ ۱۰۵ درویش، ز تن جامه صورت بر کن
  46. رباعی شمارهٔ ۱۰۶ دارم عجب از غنچه دل تنگ که چون
  47. رباعی شمارهٔ ۱۰۷ خواهم شبکی چنانکه تو دانی و من
  48. رباعی شمارهٔ ۱۰۸ زیر و زبر چشم ترا بس موزون
  49. رباعی شمارهٔ ۱۰۹ مهمان شماییم نظر با ما کن
  50. رباعی شمارهٔ ۱۱۰ شاها به خطای اسب اگر شاه ز زین
  51. رباعی شمارهٔ ۱۱۱ تا کی پی هر نگار مهوش، سلمان،
  52. رباعی شمارهٔ ۱۱۲ عمری ز پی کام دل و راحت تن
  53. رباعی شمارهٔ ۱۱۳ عالم همه سرنگون توانم دیدن

متن اشعار به نقل از گنجور.