پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۹۹

دوش آن بت شوخ دلربا گفت به چشم:

با دل که نیایی بر ما، گفت: به چشم

اما به چه رو توانم آمد پیشت

اول تو به ما رهی نما، گفت: به چشم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۰۱تا کی چو گل از هوا مشوش باشیم؟
  2. رباعی شمارهٔ ۱۰۲من باغ ارم بر سر کویت دیدم
  3. رباعی شمارهٔ ۱۰۳از دوست مرا چون نگریزد چه کنم؟
  4. رباعی شمارهٔ ۱۰۴در مجلس تو ز گل پراکنده‌ترم
  5. رباعی شمارهٔ ۱۰۵درویش، ز تن جامه صورت بر کن
  6. رباعی شمارهٔ ۱۰۶دارم عجب از غنچه دل تنگ که چون
  7. رباعی شمارهٔ ۱۰۷خواهم شبکی چنانکه تو دانی و من
  8. رباعی شمارهٔ ۱۰۸زیر و زبر چشم ترا بس موزون
همه‌ی رباعیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.