پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۶۵

زلف تو همه روز مشوش باشد

خال تو از آن روی بر آتش باشد

چشم خوش بیمار تو در خواب خوش است

بیمار که خواب خوش کند خوش باشد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۶۷کیرم که همیشه آب خود می‌ریزد
  2. رباعی شمارهٔ ۶۸سلمان، زر و اسب و کار و بارت بردند
  3. رباعی شمارهٔ ۶۹ای خواجه دوای درد ما کی باشد؟
  4. رباعی شمارهٔ ۷۰از شمع جمال تو دلم تاب کشد
  5. رباعی شمارهٔ ۷۱روزی که سمن بر لب جو بر روید
  6. رباعی شمارهٔ ۷۲سوز تو جگر کباب می‌گرداند
  7. رباعی شمارهٔ ۷۳دستت چو به کارد کلک را بتراشید
  8. رباعی شمارهٔ ۷۴دیشب که نگار دلستان می‌رقصید
همه‌ی رباعیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.