پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۶۸

سلمان، زر و اسب و کار و بارت بردند

سرمایه روز و روزگارت بردند

بعد از همه چیز داشتی وقتی خوش

آن وقت خوشت نیز به غارت بردند

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۷۰از شمع جمال تو دلم تاب کشد
  2. رباعی شمارهٔ ۷۱روزی که سمن بر لب جو بر روید
  3. رباعی شمارهٔ ۷۲سوز تو جگر کباب می‌گرداند
  4. رباعی شمارهٔ ۷۳دستت چو به کارد کلک را بتراشید
  5. رباعی شمارهٔ ۷۴دیشب که نگار دلستان می‌رقصید
  6. رباعی شمارهٔ ۷۵بر زلف تو چون باد وزیدن گیرد
  7. رباعی شمارهٔ ۷۶دل با رخ تو سر تعشق دارد
  8. رباعی شمارهٔ ۷۷یک زخم غمت هزار مرهم ارزد
همه‌ی رباعیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.